وبلاگ اختصاصی سردار شهید موسی اسكندری
 
قالب وبلاگ

دلم می خواست پرچمدار باشم

 

بلال لشکر عمار باشم

 

دلم می خواست آن شب در جزیره

 

شهید کربلای چار باشم

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 01:46 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

اهواز نوین : کتاب رازهای نهفته ، به قلم مهرنوش گرجی از روایت زندگی سردار شهید موسی اسکندری در مراسم گرامیداشت یاد و خاطره این شهید، با حضور امام جمعه اهواز و خانواده معظم آن شهید و دوستداران شهدا و جمعی از مسئولین استانی ، در سالن اجتماعات امام خامنه ای اهواز رونمایی شد.

 

مهرنوش گرجی نویسنده این کتاب، ضمن گفت و گو با خبرنگار اهواز نوین گفت : شهید اسکندری یکی از بزرگترین سردارهای استان خوزستان، و در عین حال یکی از مظلوم ترین سرداران استان است. لذا برخود لازم دانستم به نوبه خودم یاد ایشان را گرامی بدارم البته با این کتابی که هرچند نقص هایی هم دارد. اگر این کتاب نقطه قوّتی دارد خوانندگان عزیز بگذارند بر قوّت کلام و نفوذ آقاموسی، و اگر هم ضعفی دارد بگذارند بر ضعف قلم بنده حقیر.

 

وی افزود : شهدا در زندگی ما تاثیرات زیادی دارند. آنها به گردن ما خیلی حق دارند. وقتی خانواده ها و فرزندان شهدا را می بینیم می فهمیم که دلمان آن تپشی را که دارد مدیون حضور به موقع شهدا و تصمیم گیریهای خوب آنان در آن دوران حساس می داند.  

مهرنوش  گرجی ضمن تقدیم این اثر به همسر و خانواده معزّز این شهید ادامه داد: دوستان عزیز و گرانقدری هم در این راه مرا یاری داده اند، در دل این کتاب حدود دو سال تلاش این عزیزان هست. مصاحبه هایی که انجام شده با همرزمان، با خانواده شهید، همراهی و کمک خواهران عزیز در موسسه معراج اندیشه پویا برای انجام مصاحبه ها و پیاده کردن آنها، پشتیبانی بنیاد حفظ آثار و اساتید دیگر ... لذا این کار به تنهایی و بدون کمک عزیزان امکان پذیر نبود.   


[ سه شنبه 22 بهمن 1392 ] [ 04:56 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

 
نرم افزار کهکشان هشتم ویژه میلاد امام رضا (ع) با امکانات زیر طراحی و تولید شده است.
طراحی و تولید : سایت شیعه ها
امکانات نرم افزار :
ز یارت آنلاین حرم مطهر
مقالات پیرامون امام هشتم
بخش ویژه موبایل
و …
حجم فایل : ۱٫۶۶ مگابایت
 





طبقه بندی: دانلود رایگان نرم افزارهای مذهبی،
[ چهارشنبه 5 مهر 1391 ] [ 09:53 ق.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

با سلام و عرض ادب

 به همت مؤسسه ی معراج اندیشه ی پویا دو كتاب دیگر به چاپ رسید

 

كتاب شهید معینیان

رازهای نهفته (روایت شهید معینیان)

 و كتاب شهید غلامی

رازهای نهفته (روایت شهید غلامی)

منتظر درج تصاویری از این كتب باشید

انشاءالله

جهت كسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن 2216114-0611 تماس حاصل فرمایید

در پناه حق باشید 

تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.comوبلاگ شهید معینیان تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com


تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.comوبلاگ شهید غلامی تصاویر زیباسازی وبلاگ ، عروسك یاهو ، متحرك             www.bahar22.com


[ دوشنبه 3 مهر 1391 ] [ 03:05 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]





[ دوشنبه 3 مهر 1391 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

بسم الله الرحمن الرحیم

 

نحوه ارتباط میان دو برادر مومن { و بیان فواید ترس و خشیت الهی }

از نوشته های سردار شهید موسی اسکندری سردار دو جبهه فرهنگ و جهاد

 

بسم الله الرحمن الرحیم

نحوه ارتباط میان دو برادر مومن (1) 

یکی از مسائل بسیار مهم و مبتلا به همه ما، نحوه ارتباط میان همدیگر (است) و(اینکه) حقوق مان بر همدیگر چگونه باید باشد ؟  ارتباط ما با خدا چگونه است ؟ و به چه صورت باید باشد ؟ ارتباط یک ذلیل با عزیز – یک بنده با آقا – یک مملوک با مالک – یک ضعیف با قوی – یک فقیر با غنی – یک محتاج با معطی – یک مخلوق با خالق – یک فراری با پناه ده – یک عبد با مولی – یک فانی با باقی – یک زائل با دائم – یک مرده با زنده – یک صغیر با کبیر – یک مطیع با مطاع – یک زیردست با بالادست – یک جاهل با عالم – یک خائف .......

می بینید اینها همه رابطه ای است که ما را متوجه یک مساله می کند و آن ذلت خودمان و عزت خداوندی (است) و یا به قول امام " ذلّة العبودیة و عزة الربوبیة " اگر ما دقیقا این را اول در خودمان پیاده کردیم – رابطه مان را با خداوند به این صورت برقرار کنیم که این چنین در درگاه الهی تضرّع کنیم  - گریه کنیم – استغاثه کنیم و درخواست نجات بطلبیم کم کم نسبت به همه مومنین این حالت ذلّت در ما پیدا می شود .

تمام ضعف ها ، کم عملی ها و بی اطاعتی های  زیر دست دادزدن ها  و عصبانیت ها و خشن برخورد کردن ها هم ناشی از این جاست که نخواسته ایم این حالت در ما پیدا شود . اگر این حالت ذلت ، اگر این حالت کوچکی در ما پیدا شود تمام کارهایمان درست می شود .

------------------------------------------------------------------------------

1- انما المومنون اخوة – قرآن کریم – حجرات – آیه 10

 

دقیقا باید توجه داشت که این کار زحمت می خواهد – ریاضت می خواهد صبر و تحمل می خواهد اما به دست آوردنی و شدنی است . در مدت خیلی کوتاهی یک انسان می تواند از آن حالت عزت درونی به ذلت درونی خود پی ببرد و به اندیشه و تفکر بنشیند و به احوالات گذشته خود گریه کند و زاری نماید .

اگر ما این حالت را در خودمان به وجود آوردیم یک حالت ترس در ما پیدا می شود در آن وقت است که ما می ترسیم : از یک برخورد کوچک و ناجور به هراس می افتیم  - به محض اینکه دادی می زنیم برکسی عصبانی شدیم زود متنبه می شویم برای چه ؟

 زیرا از این می ترسیم که مبادا مورد غضب آقا و مالک خود قرار بگیریم و ما را از درگاه الهی خود طرد کند و فردای قیامت در آتش عذابش بسوزاند و به آتش بکشد .

خوب حالا یک سئوال : چگونه می توان این حالت ترس و خشیت از خدا را در درون خود          به وجود آورد ؟

این مساله باز خود محتاج به بحث زیادی است ولی شما دقت کنید چرا ما از تیر و خمپاره می ترسیم ؟ کانال می زنیم ؟ خاکریز می زنیم ؟ سنگرهای بتونی تهیه می کنیم ؟  تا ترکش های خمپاره و یا گلوله به ما نخورد . برای چه این کار را می کنیم ؟

خوب جوابش خیلی راحت است چون می خواهیم زنده بمانیم و خدمت بیشتری بکنیم چون می خواهیم زخمی نشویم و باعث زحمت خود و دیگران نشویم و دستمان از خدمت کوتاه نشود و از همه بالاتر چون حفاظت از جان خود بر ما واجب است .

و یا بعضی از ما از خیلی چیزها می ترسند به چه علت ؟

به این علت که می دانند از طرف آن ها اذیت و آزاری به آنان می رسد .

خوب حالا تا این جا داشته باشید... ترس شاگردان از امتحانات برای چه است ؟

برادران که امتحان نهایی داده اند می دانند : حالا من این طور بوده ام  حتی دست و پای مان می لرزید -  یک حالت ترس ، دلهره ، اضطراب که همه شما  حسش کرده اید  در آن وقت می بینید همه فکر شما - ذکر شما متوجه امتحان و فردای جلسه است – از همه کناره گیری می کنید – دنبال جای خلوت می گردید (دقیقا به این جملات دقت کنید ) نمی خواهید کسی مزاحم شما بشود – اگر کسی مزاحم شما شد ناراحت می شوید – انتظار می کشید کی برود و شرش را کوتاه کند – خلاصه می بینید مخصوصا در وقت امتحانات نهایی و کنکور – حتی به غذا (و) نظافت خود هم زیاد اهمیت نمی دهید – خیلی ها آن موقع که بودند سر را می تراشیدند که زیاد اذیت نشوند و مزاحمت درس خواندنشان و آمادگی برای امتحان نکند –

این ها به چه علت است ؟ چگونه انسان اینطوری می شود ؟ این ترس به خاطر چه است ؟

: ترس از کم نمره آوردن – ترس از تجدید شدن – ترس از مردود شدن – ترس از عقب ماندن از زندگی – ترس از تحقیر دوستان ، پدر ، مادر ، خویشان – ترس از عدم ورود به دانشگاه و خیلی چیزهای دیگر – به طور یک جمله می توان گفت " ترس از عقب ماندگی از دیگران "

خوب این حالت در او  و در این افراد چگونه پیدا شده است ؟

دقیقا توجه کنید :

اولا  : آگاهی آن ها از دشمن و یا از غول و هیولای امتحان و کنکور

دوما : آگاهی و علم آن ها از عاقبت عدم آمادگی در مقابل برخورد با دشمن و هیولای امتحان 

      .  "آگاهی از نحوه مجازات "

یک قدم بیاییم جلوتر – ترس شاگرد از معلم برای چه است؟

چرا شاگرد از معلم می ترسد؟

درست به همان علت های ذکر شده :

 شاگرد : اولا از معلم شناخت کافی دارد : اگر بداند معلم او سهل انگار- بی توجه – سست عنصر و

جاهل است طبعا سرکلاس شلوغ می کند ، اذیت می کند ، فضولی می کند ، این را مسخره می کند ،

آن را مسخره می کند  ولی اگر برعکس باشد طبعا سرکلاس ساکت است ، آرام است ، هیچ کاری

نمی کند . پس این شاگرد از چیزی که واهمه دارد آن اختیاراتی (است) که معلم نسبت به تعیین سرنوشت اش دارد  .

 

 

دوما  : آگاهی از مجازات و عقوبت ها  -- اما برای بچه های زرنگ چی ؟ چیز دیگر مطرح است .

سوما  : آگاهی از پاداش و شیرینی اجر آخر سال (شاگرد اول )

زیاد توضیح داده شد پس می توان گفت:انسان ها همانند شاگردانی در مکتب استاد هستند

: در این جا دنیا مکتب و مکان امتحان و کلاس است آدم جاهل است و شاگرد –                        و خداوند عالم است و معلم  و این جاست که به قول امام خمینی ؛ خداوند اولین معلم بوده و هست 

پس همه ما اگر خواسته باشیم که سعادتمند شویم و به فلاح برسیم و در این آزمایش و امتحان

الهی قبول شویم و اگر خواسته باشیم که در این کلاس و در این درس موفق بشویم و اگر خواسته باشیم که شاگرد اول بشویم و اگر خواسته باشیم که از دیگران عقب نمانیم باید :

اولا  = معلم را بشناسیم :  معرفت خداوند را دریابیم و بفهمیم .

دوما =عاقبت سستی هایمان را بفهمیم :معرفت قیامت ومعادومجازات وگرفتاری برزخ وعذاب جهنم

سوما=عاقبت کردارخوبمان رابفهمیم:معرفت بهشت ورضوان ودارخلدومقام محمودبارگاه قرب الهی

خوب – آیا این شناخت ها و معرفت ها کافی است ؟ آیا اگر ما توحید و معاد را بفهمیم کافی است ؟

مسلما توحید را اگر با تمام ابعادش بشناسیم و همه آن چه را که آن معلم در کتابش بیان کرده است عمل کنیم ، آری . خداوند در یک آیه می فرماید : من برای قرائت و تزکیه و تعلیم شما ، پیامبرانی را از میان شما فرستادم . هوالذی بعث فی الامیین رسولا منهم یتلوا علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب و الحکمة {قرآن کریم – سوره جمعه – آیه 2 }

خوب این جا خود خدا می فرماید ما از میان شما و از خود شما رسولانی را برای تلاوت آیات – تزکیه نفوس- تعلیم کتاب و حکمت مبعوٍث کرده وبرانگیخته کرده ایم پس معرفت دیگری لازم است:

چهارما = معرفت رسول و پیامبران .

آیا کافی است ؟ نه  .  طبق آیات مسلمه قرآن به معرفت های دیگری نیاز داریم :

پنجم = معرفت امام و ائمه هدی (ع)    

و به دنبال آن : معرفت ششم = معرفت علماء و روحانیون اسلام .

و مسلما دنباله معرفت هرچیز ، اطاعت و پیروی است و دقییقا در یکی از آیات به این نکته مهم اشاره مستقیم دارد " ومن یتول الله و رسوله والذین امنوا فان حزب الله هم الغالبون "  ( قرآن کریم – سوره مائده  آیه 56)

در این آیه می بینیم که " حزب الله " کسی است که ولایت و محبت خدا و رسول  و ایمان آورندگان ( حضرت علی (ع) و ائمه اطهار (ع) و علمای رهرو آن ها ) را داشته باشد .

بنابر این اگر خواسته باشیم ترس در دلمان پیدا بشود

اگر خواسته باشیم در نتیجه این ترس و خشیت ، ایمان الهی در درون مان شعله ور گردد

اگر خواسته باشیم در نتیجه ازدیاد ایمان در قلوب ، ارتباط مان با همدیگر الهی باشد

باید و باید ولایت آل محمد (ص) و علی (ع)  را قبول کنیم .

و باید و باید بر این ولایت اصرار بورزیم و شناخت و معرفت پیدا کنیم .

و در آن وقت است که آن حالت ذلت و حالت خضوع ، حالت کوچکی و حقارت ، حالت رحمانیت  و رحیمیت  در برخوردهایمان نسبت به همدیگر پیدا می شود .

مسلّم (با) سعی در انجام این امر مهم شیرینی و لذت آن را خواهیم چشید (اگر) شناخت و معرفت خدا و این که حضور خدا را در همه جا احساس کنیم و همه جا پیامبر (ص) و ائمه (علیهم السلام ) را حاضر و ناظر بر اعمال مان بدانیم مسلما آن نحوه ارتباط – آن نحوه برخورد الهی در درون مان پیدا می شود اگر دقت داشته باشیم و ایمان پیدا کنیم که معادی است – قیامتی است – حضوری است – سئوال و جواب است – ملائکه غلاظ و شدادی است – ملائکه ناظر بر اعمال و حافظی است – ملائکه کاتب اعمالی است – فشار قبری است – برزخ و برهوتی است  مسلما اعمال مان بهتر از این که هست می شود زیرا هر لحظه و هر آن که خواسته باشیم کاری بر خلاف آن چه که طرح شده است و بزرگان به ما گفته اند انجام دهیم یاد عذاب و عقاب ، ما را از این امر باز می دارد : قضیه آن مرد را شنیده اید که در هنگام تصمیم بر عمل (حرام ) متوجه لرزش بدن ( از ترس خدای ) آن محسنه که می شود بر خود می لرزد می ترسد – دست از عمل می کشد و راهی بیابان می شود و تا آن جا(در یک آن و با یک تصمیم ) پیش می رود که ازعابدهفتادساله عبادت کرده ای برتر می شود و سایه رحمت ولطف الهی - علیرغم خیال و زعم آن عابد و زاهد همراهش – شامل حالش می شود ؛ این نشانه ترس از خداست .

اگر ما معرفت خدا را کسب کرده باشیم – اگر ما توجه به این امر یعنی حضور خدا داشته باشیم و خدا رادرهمه جا حاضروناظربدانیم مسلما درکارهای مان دراعمال مان تجدید نظر می کنیم ؛آن شاگردانی که چشم معلم را وقتی در کلاس دور می بینند به شلوغ کاری و به مسخره بازی        می پردازند و به محض حضور معلم در چهارچوب درب چنان نفس ها در سینه ها حبس می شود مثل اینکه نفس کشی در این کلاس نیست و همه شقّ و راست و سربالا نشسته و لب ها دوخته و دهان ها بسته {می شوند} .

تمام گرفتاری هایمان – بدبختی ها و سهل انگاری ها و سستی ها و تنبلی های مان – شلوغ کاری و مسخره بازی ها به خاطر این است که چشم خدا را دور دیده ایم ؛ قضیه آن مرد دزدی را شنیده اید که به دور از چشم باغبان و با اطمینان خاطر از نگهبانی و حراست فرزندش برای خبر دادن وی درهنگام حضور باغبان بر بالای درخت به چیدن میوه حرام مشغول بود با فریاد فرزند عاقلش با شتاب و دلهره پایین می آید و سراغ باغبان را می گیرد و او بالای سرش را و خدا را و باغبان اصلی را نشان می دهد .

 اگر ما بدانیم که حضرت رسول (ص) نگران اعمال ماست .اگر ما بدانیم درصورتی که دستورات و سنت رسول الله (ص) را انجام ندهیم پشت گوش بیندازیم به آیات الهی – احادیٍث ائمه هدی (علیهم السلام ) توجه نکنیم به مثابه قاتلان حضرت (ص) و ائمه (علیهم السلام ) محسوب می شویم و فردای قیامت حضرت محمد (ص) از ما شکایت به درگاه خداوند متعال می برد که قرآن اش را مهجور کردیم – آیات اش را کم اهمیت شمردیم – کتابش را غریب و تنها گذاشتیم  مسلّما اعمال مان – رفتارمان بهتراز این که باید باشد می بود.

اگر ما می دانستیم کسی که مهمان است مودب است – نظیف است – مهیای خدمت است .

اگر ما باورمان بیاید و این حدیث را به قلب مان بسپاریم که:

 روز شنیه مهمان رسول الله (ص)               

روز یکشنبه مهمان حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (علیها السلام )  

روز دوشنبه مهمان امام حسن (ع) و امام حسین (ع) 

روز سه شنبه مهمان امام زین العابدین (ع) امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع)

روز چهارشنبه مهمان امام موسی کاظم(ع) امام رضا(ع)امام محمد التقی (ع) و امام علی النقی (ع)

روز پنج شنبه مهمان امام حسن عسکری (ع)

روز جمعه مهمان آقا امام زمان (عج)   می باشیم 

مسلّما درعملکردمان تغییر اساسی داده می شود اگر ما باورمان بیاید که هفته ای دو بار نامه اعمال مان را به دست آقا امام زمان (عج) می دهند و به حساب رسیدگی می کنند و کوچک و بزرگ اعمال مان را به حساب می کشند و اگر این و این روایت و قول را بپذیریم که امام زمان (عج) در نزد ملائکة الله از اعمال زشت وقبیح ما شرمنده می شود مسلما کاری انجام نمی دادیم که امام زمان مان را شرمنده کنیم یا عمل خلافی را انجام نمی دادیم که موجب اذیت و ناراحتی آقا امام زمان (عج) بشود .


[ دوشنبه 27 شهریور 1391 ] [ 07:18 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

بسمه تعالى

و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم حسبنا الله و نعم الوكیل نعم المولا و نعم النصیر امشب آخرین شب من ، آخرین شب انتظار ، آخرین شب انتظار است ,همان آخرین شب انتظار مستضعفین محروم و مظلوم لبنان و افغان و دیگر مردم مظلوم دنیا ، وامشب نیز شاید آخرین شب بسیارى از عزیزان و نخبگان این امت باشد كه به جرات باید گفت مثل اینها در هیچ دوره اى جز صدر اسلام و آنهم در معدودى افراد پیدا نمى شوند و انشاءالله امیدوارم كه با پیروزى در عملیات قلب امام زمان سلام الله علیهم و امام امت و مردم شهید پرورمان را شاد نماید. اما بعد بنده حقیر موسى اسكندرى فرزند قربانعلى ملتمس دعا از همه عزیزان را دارم از همه كسانى كه به نحوى با آنها ارتباط شغلى داشته ام مى خواهم كه مرا ببخشید.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

رئیس ستاد لشکر7ولیعصر(عج)(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
هفتم خردادسال 1337 ه. ش درخانواده ای مذهبی و در شهر اهواز به دنیا آمد. در کودکی با مسجد و اماکن مذهبی مثل بقعه متبرکه علی ابن مهزیار رحمت الله آشنا شد. صدای نازنینش برای تکبیر گفتن در فضای مسجد پیچید وهمگام با تحصیلات ، آشنایی با مکتب نجات بخش اسلام ناب محمدی (ص) را سرآغاز حرکت خود در راه نشر احکام نورانی قرآن و عترت (ع) نمود  .در سالهای سیاه و ظلمانی حکومت پهلوی مسجد حجازیه اهواز شاهد تلاش های بی وقفه این مرد بزرگ در تحقق نهضت امام خمینی (ره) بود.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 06:49 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

از همان روزی که تصمیم گرفتم در کنار موسی باشم می دانستم مثل مردان دیگر نیست که مرتب در خانه باشد و من باید صبور باشم اما انتظار خیلی چیزها را نیز نداشتم. مثلاً بعد از، ازدوجمان 3 روز در کنار هم بودیم و بعد رفت به منطقه، ده روزی گذشت و نیامد بعد از ده روز هم که از راه رسید زخمی شده بود بعد از آن متوجه شدم ساعت کاری او مشخص نیست.


[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 02:04 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

از جبهه برگشته بود که همسرش به او گفت: آقا موسی، بانک به نرخ دولتی سکه بهار آزادی می دهد اگر اجازه می دهی یکی بگیرم. او هم گفت: برو بگیر.

همسر آقا موسی رفته بود بانک اما دیده بود که شلوغ است و به قدری ازدحام مراجعه کنندگان زیاد است که برای گرفتن سکه باید ساعت ها توی صف بماند. نگرفت و بازگشت. رفته بود منزل خواهر موسی و ماجرا را تعریف کرده بود او هم گفته بود: پسر خاله هایم در بانک کار می کنند و احتیاجی نیست توی صف بایستی من تلفن می زنم و او برایمان می گیرد. بعداً پول ها را به او می دهیم.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 01:58 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]

پسر فعالی بود با آن که از همان کودکی نگران و دلواپس اش بودم و پدرش نیز خیلی مراقب او بود، اما موسی دست از فعالیت نمی کشید و همیشه در جنب و جوش بود.

تابستان ها کار می کرد تا خرج خودش را در بیاورد. از بچگی کمک حال پدرش بود و با پدرش به مغازه می رفت.

وقتی بزرگ تر شد، نزد آقای هلالی مشغول بکار شد. مورد اعتماد آقای هلالی بود تا جایی که وقتی برای کتابخانه مسجد دنبال کسی می گشتند تا مسئولیت آنرا به عهده اش بگذارند آقای هلالی موسی را معرفی کرد.


ادامه مطلب
[ سه شنبه 17 آبان 1390 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ مؤسسه فرهنگی هنری معراج اندیشه پویا2216114-0611 ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic